تبلیغات
دانلود رمان جدید نودهشتیا
 
یکشنبه 14 آذر 1395 :: نویسنده : اشکان پویان

دانلود رمان آجر لق

دانلود رمان آجر لق

نام رمان : آجر لق
نویسنده : هدی بهرامی نیا کاربر انجمن نودهشتیا
تعداد صفحات : ۲۱۱

خلاصه داستان :

مادربزرگم یک بار بهم گفت زن توی خونه ی زندگی مثل آجرهای دیوار میمونه . کدوم خونه رو دیدی که سقفش بدون دیوار بتونه سقف باشه و نریزه؟ این وظیفه ی زنه که درایت به خرج بده ، اگه بخواد مثل آجر کوره ندیده از خودش خامی نشون بده که زود اون خونه و زندگی از هم میپاشه . گوشت با منه آتیه؟ یا چشمت پی شیطنته؟ آجر دیوارای خونه اگه سست بود، اگه چفت و بستش خوب نبود، اگه لغزید هزاری هم که بخوای ترمیمش کنی اون خونه دیگه خونه نیست…

با تشکر از هدی بهرامی نیا عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .
قسمتی از متن رمان :

نیم رخ به آینه ایستادم.تونیک بنفش و مشکی تا روی ران هایم بلندی داشت. پهلوهایم پر تر شده بود. هم خودم تغییر سایزم را حس کرده بودم هم همسایه مامان اینا که در کوچه مرا دیده بود گوشزد کرده بود…که خوش آب و رنگ تر از قبل شده ام. به قول خودش یک پرده گوشت گرفتم و آبی زیر پوستم رفته. دست کشیدم روی جلوی شکمم…هنوز خیلی پیدا نبود…شاید اکثریت می گفتند اضافه وزن است ولی همان خانم همسایه از چشم هایم فهمیده بود. باز هم به قول خودش از برق چشمهایم…نیم چرخی زدم و از پهلوی دیگر به آینه نگاه کردم…از این طرف هم چیز زیادی پیدا نبود…مثل همان سمت…دست کشیدم روی گونه ها…چند لک قهوه ای رویشان افتاده بود…کتاب چه نوشته بود؟ ماسک بارداری؟ ممکن است نروند؟ به جهنم که نروند…سر و ته این لکه ها با کرم به هم می آمد ولی سر و ته موجودی که درون شکمم بود چه؟. موجودی که برای داشتنش ….
از آیینه چشم گرفتم. تن خسته ام را روی تخت رها کردم. باز دستم سر خورد روی شکمم. دلم می خواست بدانم این دست کشیدن ها به همان اندازه که مرا سرشار از مادری می کند او را هم سرشار می کند از فرزندی؟
دکتر چه کار می کرد؟ لبه دستش را روی شکمم می کشید و فشار می داد؟ به قول خودش به اولین سفتی که رسیدی همانجا رحم است. البته که چیزی حس نکرده بود…گفته بود سن بارداری ات هنوز کم است…کتاب هم نوشته بود. تا ۱۲ هفتگی فقط درون لگن.
من هنوز دوازده هفته هم نبودم. هیچی نبود. فقط یک حس عظیم و مفرط.. یک سرشاری بی حد و حصر…لبخند پهنی روی لب هایم نشست…دکتر گفته بود اگر بخواهی قلبش را نشانت می دهم…روی صفحه سیاه و برفکی دستگاهش . میان حجم سیاهی و خطوط خاکستری. فقط یک نقطه بود که بالا و پایین می رفت…و من تک و تنها غرق خوشی شدم.

 

دانلود کتاب با فرمت PDF

 

خرید بک لینک

 

منبع : http://98ia.co






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور برای موبایل، دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور برای موبایل اندروید، دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور جاوا، دانلود رمان عاشقانه برای اندروید Apk، دانلود رمان عاشقانه برای اندروید با فرمت Apk، دانلود رمان عاشقانه برای اندروید با لینک مستقیم،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست

دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست

نام رمان : عمر هیچ درختی ابدی نیست

نویسنده : safa9433 کاربر انجمن نودهشتیا
تعداد صفحات : ۲۱۸

خلاصه داستان :

ترا به ترانه ها بخشیدم
به صدای موسیقی
به سکوت شکوفه ها
که به میوه بدل می شوند
و از دستم می چینند .
ترا به ترانه ها بخشیدم
با من نمان
عمر هیچ درختی ابدی نیست
باید به جدایی از زندگی عادت کرد .

با تشکر از safa9433 عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

قسمتی از متن رمان :

مرد دست به سینه بازویش را به دیوار تکیه داده و به حرکات تُند انگشتان او خیره نگاه می کرد .
گفت : قهوه رو تازه دم کردم، چرا برای خودتون یکی نمی ریزید ؟
چاقو را روی میز گذاشت و در یخچال را باز کرد .
مرد تکیه اش را از دیوار گرفت، به آرامی نزدیک شد و گفت : لازانیا ! این خیلی عالی به نظر می رسه … من حافظه تصویری خوبی دارم ، مطمئنم شما رو قبلا ندیدم و نمی شناسمتون .
قوطی کنسرو ذرت را زیر آب گرفت و شانه بالا انداخت .
با دست اشاره کوتاهی به شومینه و عکس بزرگ مرد کرد و گفت : شما باید آقای عبادی باشید … دکتر طاها عبادی .
طاها خندید . جلو رفت . دَربازکُن را از داخل کشو بیرون کشید .
قوطی کنسرو را از دستش گرفت و گفت : چند سالی هست که فهمیدم کی هستم اما … موضوع من نیستم، درسته ؟!
چرخید و کنسرو باز شده را به دستش داد .
– مینو مرتب از شما تعریف می کنه … فکر می کنم اغراق می کرده .
طاها با صدا خندید .
– مینو ؟!!! کمی در اشتباه هستید … من خیلی بیشتر از چیزی هستم که دیگران از من می دونند، شما چی ؟ خاله مینو چیزی در مورد شما به من نگفته بود .
پوزخندی زد و گفت : انتظار چنین چیزی رو هم از ایشان نداشتم .
قاشق را داخل سینک ظرف شویی انداخت و در فر را باز کرد .
ادامه داد : ظاهراً عضو جدید خونواده شما هستم … آقـای دکتر .

دانلود کتاب با فرمت PDF

 


خرید بک لینک

 

منبع : http://98ia.co






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور، دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور pdf، دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور ایرانی، دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور ایرانی Pdf، دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور ایرانی برای موبایل، دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور برای اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان یک روز با ما ، یک روز بر ما

دانلود رمان یک روز با ما ، یک روز بر ما

نام رمان : یک روز با ما ، یک روز بر ما
نویسنده : samira-mis کاربر انجمن نودهشتیا
تعداد صفحات : ۲۲۰

خلاصه داستان :

رمان در مورد دختر و پسریه که سرنوشت کاری میکنه که جایگاه اجتماعیشون تغییر کنه و خیلی اتفاقی ، دوباره بعد از جدایی چند ساله سر راه هم قرار بگیرن!

با تشکر از samira-mis عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

قسمتی از متن رمان :

جلوی در دبیرستان دخترونه دست به سینه به در مدرسه خیره شده بود و یه پاش و به بنز آخرین مدل زده بود….باید منتظر میموند تا عشقش بیرون بیاد….با این فکر به خودش پوزخند زد
*خوش خیال!
صدای جیغ اولین دختر به گوش رسید..پاش رو انداخت و صاف ایستاد..دخترها یکی یکی از در خارج شدن!!!اما اینها خیلی بچه سال بودن..دختری که اون منتظرش بود سال آخر دبیرستان بود…خیلی هم زیبا بود…تمام بدنش چشم شده بود .هر چند لازم به این کار نبود…قد بلندش از بقیه متمایزش میکرد هیچ….کسری چشم بسته هم اون رو از بین این جمعیت میشناخت!!!
-بسه دید زدن اینها در حد و اندازه تو نیستن!!!
کسری نگاهش رو به دختر مو مشکی با چشمهای قهوه ای که به تازگی دستی هم تو صورتش برده بود کرد…بی توجه به خنده ی تمسخر آمیز دوستاش تو دلش به این زیبایی احسنت گفت!
-در و باز کن دیگه..میخوای من و در و برای تو باز کنم تا خونه برسونمت؟
کسری بدون هیچ حرفی در عقب رو براش باز کرد.
-بشین تو ماشین هر وقت بخوام سوار میشم!!!
باز صدای قهقهه ی دخترهای هم سن و سال و هم فرهنگ بالا رفت..یکیشون که دلش رو گرفته بود و انگار نمایش کمدی نگاه میکرد.
*کسری خاک بر سرت…اینهمه تحقیر میشی باز هم میبینیش دلت میلرزه….
پشت فرمون نشست و در رو بست..صدای دخترهارو میشنید!!!
بهنوش:خاک برسرت لیاقتت راننده خونتونه…..مگر اینکه اون عاشقت بشه!
الناز در حالی که همچنان دلش رو گرفته بود و میخندید ادامه داد!!!
-فکر کن هانا با لباس عروسی دست تو دست راننده اشون بیاد تو…بعد کلفتشون بیاد براش اسفند دود کنه بگه..عروس گلم….و یه ماچ از اون خیسها از لپش بگیره..خدایی ر..ی..د ه میشه به آرایشت!!!

دانلود کتاب با فرمت PDF

 


خرید بک لینک

 

منبع : http://98ia.co






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان عاشقانه Pdf برای کامپیوتر، دانلود رمان عاشقانه Pdf جدید، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان عاشقانه اندروید، دانلود رمان عاشقانه ایرانی، دانلود رمان عاشقانه ایرانی بدون سانسور برای اندروید، دانلود رمان عاشقانه ایرانی بدون سانسور برای موبایل جاوا،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 14 آذر 1395 :: نویسنده : اشکان پویان

دانلود رمان فریاد زیر آب

دانلود رمان فریاد زیر آب

نام رمان : فریاد زیر آب
نویسنده : shania*swan کاربر انجمن نودهشتیا
تعداد صفحات : ۳۷۲

خلاصه داستان :

تو از من “صداقت” خواستی و من “حماقت” کردم، چشم به “حمایت” تو داشتم و تو مرا “شماتت” کردی… و این شد که هر دو به “فلاکت” افتادیم!
اشتباه من، خشم تو شد، و خشم تو درد من…
درد من زجر تو شد و زجر تو فریاد من!
داستان دختری که برای تکیه گاه بودن ضعیف بود و شکست! و مردی که به این شکستگی دامن زد. شکستن بی صدایی که فریاد هر دو رو به آسمان برد.

با تشکر از shania*swan عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .
قسمتی از متن رمان :

به عشق زندگی ام می نگرم . ناتوانی بدن تنومندش آزارم می دهد. در هم شکسته است. به دیوار تکیه داده و سرش را بین زانو ها و دستانش زندانی کرده و از درد گناه من ناله می کند.کاش بلند شود و مثل چند ساعت قبل فریاد سر می کند.این سکوت بیشتر از لگد هایی که به تن ظریفم می زد، آزارم می دهد…
موهای قهوه ای همیشه آراسته و زیبایش حال ژولیده و به هم ریخته روی صورت غرق عرقش ریخته است.
از بین تیکه های خرد شده ی آینه که روی زمین افتاده به چهره ی خود می نگرم.حلقه ی اشکی در چشمان آبی ام جا خوش کرده است و قصد جاری شدن روی صورتم را ندارد. آثار کبودی ها کم کم روی پوست گندم گونم نمایان می شوند و خون از گوشه ی لب های بی رنگم همچنان جاری ست . و باز هم هم آغوشی هق هق گریه ی او و نفس های بی جان من است که بر همه چیز چیره می شود…
از روی زمین بلند می شود. گام های نه چندان استوارش را به سوی من بر میدارد. قامت بلند و تنومندش به یکباره خمیده تر شده. در راه رفتنش دیگر خبری از آن غرور زیبا و پر جذبه نیست. زخم کهنه ای که در سینه داشت دوباره سر باز کرده است. خود را بیشتر به دیوار فشار می دهم برای خود نگران نیستم، برای موجود پاک و بی دفاعی می ترسم که در وجودم پناه گرفته است. نگاه مردانه اش که حالا لایه ای غم آن را پوشانده با نگاه پر شرم من تلاقی می کند، سرمای نگاهش همه ی وجودم را فرا می گیرد. دلم می خواهد چیزی بگویم، حرفی بزنم تا این غم تمام شود اما مهر سکوت لب هایم را به هم چسبانده.
با نگاهی حاکی از شرم سرم را پایین می اندازم و باز به دنیای فکر و خیال پناه می برم. به درد شدیدی می اندیشم که در رحم حس می کنم .کودک بی گناه من هم از اشتباه مادرش جان سالم به در نبرده است .

دانلود کتاب با فرمت PDF

 


خرید بک لینک

 

منبع : http://98ia.co






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان بدون سانسور موبایل، دانلود رمان بدون سانسور و صحنه دار، دانلود رمان بدون سانسور و عاشقانه، دانلود رمان برای اندروید، دانلود رمان جدید، دانلود رمان رایگان، دانلود رمان عاشقانه،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 14 آذر 1395 :: نویسنده : اشکان پویان

 دانلود رمان بلندای زندگی

دانلود رمان بلندای زندگی

نام رمان : بلندای زندگی
نویسنده : *الف* کاربر انجمن نودهشتیا
تعداد صفحات : ۴۷۹

خلاصه داستان :

پری دختریه که در زندگی هدف مهمی داره. یک هدف بزرگ و عالی و برای رسیدن به هدفش مجبور به انتخاب میشه. انتخابی که منجر به یک ازدواج میشه … ازدواجی که همه ی زندگیش رو تحت شعاع قرار میده.
داستان پری، داستان انتخاب های درست و غلطه. داستان قضاوت ها و لجاجت ها. داستان دختریه که در عین داشتن دوست و خانواده تنهاست. پری قراره بال بگیره و رشد کنه. مهم این جاست که پری بتونه سربلند از انتخابش بیرون بیاد. آیا پری موفق میشه؟

با تشکر از *الف* عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

قسمتی از متن رمان :

این روزها عجیب دلش گرفته بود یه نگاه به دیروز و یه نگاه به امروزش اونو از رسیدن فردا می ترسوند. به سرش زده بود چشماش رو ببنده و به هیچ چیز نگاه نکنه. نه دیروز و نه امروز تا دل نگران فرداها نباشه.
زانوهایش را در شکمش تا کرده بود ،آرنجهایش را روی زانوهایش نهاده و سرش میان دستانش اسیر شده بود. تیک تاک ساعت مچیش روی اعصابش رژه میرفت ولی حس جابجایی نداشت. آلارم گوشیش به صدا در آمد و این یعنی ۲ ساعت معطل مانده بود تا او را ببیند.
کلافه پوفی کشید و بلند شد . خاک روی لباسش را تکاند .جای بچه های گروه خالی بود تا به حرکتش بخندند. “ورزشکار باید خاکی باشه” عقب گرد کرد و راه بازگشت را در پیش گرفت .به راستی که تنهایی ،کوه آمدن برایش لذتی نداشت.
به مسیر ماشین رو که رسید سر چرخاند تا پژوی آشنای همیشگی را ببیند اما نه!! نه دیگر پژویی بود و نه راننده پژویی . در افکارش غوطه می خورد که صدای بوق ماشین عقبی از جا پراندش. مکثی کردٰ چهره آشنای راننده اعصاب خط خطیش را باز هم خط انداخت. اندیشید: “بازم که اینه!! لعنت به اقبال بلندت پری”
صدا ،گوش آزار برگوشش نشست:
-می خواستی خودکشی کنی اون بالا بهتر بود! چرا می خوای روز جمعه ی مردمو خراب کنی؟
می خواست جوابش را بدهد که صدای موبایل هر دو همزمان بلند شد. این همزمانی ، همزمانی دوم را به دنبال کشید. هر دو همزمان پاسخ داده بودند:
-بله؟

 

دانلود کتاب با فرمت PDF

 

خرید بک لینک

 

منبع : http://98ia.co

 





نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان بدون سانسور اندروید، دانلود رمان بدون سانسور برای موبایل، دانلود رمان بدون سانسور برای کامپیوتر، دانلود رمان بدون سانسور جدید، دانلود رمان بدون سانسور خارجی، دانلود رمان بدون سانسور عاشقانه اندروید،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 28 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
دانلود رمان جدید نودهشتیا
خرید بک لینک دائمی و ارزان


مدیر وبلاگ : اشکان پویان
پیوندهای روزانه
همه پیوندهای روزانه
چت ناز | چت روم
ققنوس چت | چت روم
چت روم
چت روم
دانلود آهنگ جدید
چت روم
اخبار پرسپولیس
تبادل لینک
پخش پنیر پیتزا
Online music lessons
Oud lessons
درب ضد سرقت
پایگاه خبری بازخبر
دانلود آهنگ جدید موزیک سال
دکه خبر
منطقه 22 تهران
دستگاه لیزر
لیزر برش و حکاکی فلز
توری مش توری فلز
رویدادهای ایران و جهان
اجاره آپارتمان مبله تهران
لاغری
دانلود فیلم کنکور
تحصیل رایگان برای همه
رژیم لاغری سریع
فیتنس
برنامه بدنسازی
چاقی
چربی سوز
قرص لاغری
ساک دستی تبلیغاتی پارچه ای
دستگاه سنگبری و سرامیک بری
دستگاه سنگبری و سرامیک بری

دانلود فایل
طراحی قالب وردپرس

فیس بوک
خرید vpn
چت روم
دستمال کاغذی
دستمال کاغذی تبلیغاتی
ساخت ایمیل
استخدام فریلنسر
بازار کار آنلاین
کسب درآمد اینترنتی
فریلنسر
تایپ در منزل
ترجمه در منزل
سایت برونسپاری
زبان بدن هیلاری کلینتون
دانلود
خرید دوربین مدار بسته
دستمال کاغذی تبلیغاتی
تور نوروز 96
تور ارزان از مشهد
تور کیش از مشهد
طراحی سایت مشهد
تور دبی از مشهد
جاذبه های گردشگری-مجله
دستگاه تصفیه آب
دستگاه تصفیه آب خانگی
تصفیه آب خانگی
خرید دستگاه تصفیه آب خانگی
برندینگ
قالب وردپرس
انکد دیکد انلاین تولز
محبوب چت
دکوراسیون مغازه
چت روم
اسکریپت ایرانی
کسب درامد اسکریپت بلگفا
تازه های تکنولوژی
قالب وردپرس

قصر ناز چت ققنوس
چت روم ناز عسل
اصفهان چت دلسوز چت

سقف پاسیو،حیاط خلوت
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ | ساخت وبلاگ | دانلود رمان عاشقانه | اپلود عکس | سئو | خرید بک لینک | خرید بک لینک دائمی | بک لینک ارزان | بک لینک | بک لینک انبوه | بک لینک دائمی |
بک لینک در سیستمهای وبلاگدهی | بک لینک در وبلاگها | بک لینک رایگان | بک لینک رنک دار | بک لینک قوی | بک لینک موضوعی | بک لینک وبلاگ رنک دار
| رپورتاژ آگهی |
خرید بک لینک سایتهای رنکدار | خرید بک لینک قوی | خرید بک لینک های موضوعی
| خرید بک لینک ارزان | خرید بک لینک انبوه | فروش بک لینک | بک لینک پیچ رنک بالا |

اف سی بی چت | دانلود اسکریپت | ثبت شرکت | طراحی سایت در کرج | خرید کانکس مسکونی | خرید ساعت کاسیو | علی چت | جوک 19 | پایگاه خبری سهامدار نیوز |
وایبر سافت | آنتیک موزیک | غزاله چت | الاله چت | ایف بلاگ | خرید بک لینک | آپلود عکس و فایل | فانیا | تلگرام موزیک | اتو چت | بیست اندروید | ظاهر چت | رویا طرح | زرنا نیوز
| امگا چت | طنز بازار | شلیل چت | محیا چت | درهاج چت | اراد چت | چت ایمیل |
اف سی بی چت | ابتین ساپورت |